گاه-نوشت-های یک مسافر

می_نویسم یادگاری تا بماند روزگاری؛ گر نبودم روزگاری این بماند یادگاری

گاه-نوشت-های یک مسافر

می_نویسم یادگاری تا بماند روزگاری؛ گر نبودم روزگاری این بماند یادگاری

آخرین مطالب
  • ۹۵/۰۸/۱۱
    :|
طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۵/۰۸/۱۱
    :|
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
  • ۹۵/۰۸/۱۱
    :|

از دلایل کم کاری

چهارشنبه, ۸ دی ۱۳۹۵، ۱۲:۱۲ ق.ظ

در ادامه پست­ قبلی و پیرو صفحه درباره من باید بگم که با گسترش نرم­افزار­های پیام رسان، دیگه کمتر رغبت نوشتن توی وبلاگ داشتم و خاطراتم رو اون­جا برای مخاطب یا مخاطبینم تعریف می­کردم و اگرم قصد می­کردم که شرح مفصلش یا وقایع اتفاقیه دیگه رو توی وبلاگ بنویسم بخاطر تنبلی و دچار روزمرگی شدنم پشت گوش می­انداختم و بعدشم به فراموشی سپرده می­شد. اون­قدر هم وبلاگ­خونی­هام زیاد شده بود که فرصتی برای وبلاگ نویسی نداشتم یعنی تا از سرِ کار برمی­گشتم و می­اومدم توی نت اول سری به ستاره­های درخشان وبلاگم می­زدم و وقتی تمومشون می­کردم که روز به پایان خودش نزدیک شده بود و دیگه انرژی و فرصتی برای نوشتن پیدا نمی­کردم. وقتایی هم دری به تخته می­خورد و واقعا می­خواستم بنویسم (مثل الان) اون­قدر تحت تاثیر خوب نوشتن بلاگرای دیگه قرار می­گرفتم که شیوه قلم زنی خودم رو قبول نداشتم و به نوعی دچار وبلاگ­زدگی (مانند "غرب­زدگی" خوانده شود) شده بودم و یه جورایی خجالت می­کشیدم که بخوام چرند و پرند! بنویسم. حتی اگه قدیم­ترها چند نفری از شیوه نوشتنم تعریف کرده بودن ولی وجود وقفه­های بلند مدت باعث شده بود که به نظرم بیاد دیگه مثل اون موقع­ها نمی­نویسم مثل همین الان که با خودم میگم: [اینا چیه که داری می­نویسی؟ این چه طرز نوشتنه آخه؟]

وقتی یک عده رو می­دیدم که توی وبلاگ­ها از تصمیم­شون برای ایجاد یک کانال و جایگزینی اون­جا برای نوشتن می­گفتن حرصم در می­اومد که چرا باید اون نرم­افزارا جای همه چی رو بگیرن؟!

چند روز پیش با مهندس "شا...ن" داشتم در مورد ارتباط تنبلی و پیشرفت تکنولوژی صحبت می­کردم که تنبلی باعث اختراع چه وسایلی که نشده از اتومبیل و تلفن همراه گرفته تا گوشت­کوب برقی! و ...؛ این رو بدین خاطر گفتم که همین الان توی وقت خالیم دارم در یک تکه برگه این مطلب رو می­نویسم تا بعدا با استفاده از تکنولوژی تایپ صوتی گوگل وارد دنیای 0 و یک­ش کنم و بدم واسه چاپ!

بازم همین چند روز پیش داشتم فکر می­کردم که از این نرم­افزارهای پیام رسان اجتماعی حذف کاربری بزنم و بیام بیرون تا راحت­تر بشم ولی خب با خانواده ارتباط مقرون به صرفه دارم اما گزینه حذف به مدت محدود یکی دو ماهه هنوز روی میزمه!

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۵/۱۰/۰۸
یادگار

تهران

نظرات  (۲۱)

مثل من زرنگ باش :دی

 

پاسخ:
یعنی اجازه میدید الگو برداری کنم ازتون؟! :)
۰۸ دی ۹۵ ، ۰۰:۲۴ جولـ ـیک
تایپ صوتیش رضایت بخشه؟
من خودمو کشتم با ورد لوموس بتونم چراغ قوه گوشیمو روشن کنم ولی هی میشنید limous :-/
پاسخ:
خب یک سری مشکلات داره ولی میشه در پایان با ویرایش حلشون کرد البته شاید برای من که مشکل تنبلیم حاد شده رضایت بخش تر بوده باشه! :)
لوموس؟! فرمان صوتی یعنی؟ واسه گوشی منم میشه یعنی؟! (تازه خریدمش آخه). من فقط با کورتانای ویندوز 10 کار کردم که اونم رضایت بخشه البته نه 100 درصد در حد 90%
بعدا نوشت:
البته در جواب سوالتون یادم رفت که بگم باید واضح و رسا و بلند کلمات رو بیان کرد و استفاده از این تکنولوژی در اماکنی مثل کمد!!! زیاد رضایت بخش نیست :) 

اره بابا راحت باشید :دی

پاسخ:
واااااااای! خیلی ممنونم ^-^
۰۸ دی ۹۵ ، ۰۰:۵۸ اسپریچو ツ
چرند و پرند خوبه((:
پاسخ:
:)
واقعا هیچی جای وبلاگ نمیگیره:)
پاسخ:
اوهوم
موقعی که داشتم مطلبم رو می نوشتم حتی دلم خواست نامه کاغذی بنویسم و پست کنم برای خانواده 

"اون­قدر تحت تاثیر خوب نوشتن بلاگرای دیگه قرار می­گرفتم که شیوه قلم زنی خودم رو قبول نداشتم و به نوعی دچار وبلاگ­زدگی (مانند "غرب­زدگی" خوانده شود) شده بودم و یه جورایی خجالت می­کشیدم که بخوام چرند و پرند! بنویسم"

منم همیشه همین حس رو دارم!!

پاسخ:
نباید خودمون رو دست کم بگیریم :)
منم وقت نوشتن همه این حسا رو دارم!!!
ولی خب مساله اینه که ما واسه خودمون مینویسیم... در کنار این نوشتن چند تا هم دوست پیدا میکنیم :)

پاسخ:
آره با خوندن وبلاگها فهمیدم من توی این زمینه تنها نیستم :)
بله بله :)
منم توی همه نرم افزارهای ارتباط جمعی هستم، ولی چیزی پیدا کنم مینویسم. وبلاگ خونیمم بالاست:)))) ولی از اونجایی که خیلی بهتر از شما مینویسم و باقی دوستان:)))))))، کاری به نوشتن خودم و باقی دوستان ندارم و برای آرامش ذهنی خودم و چندتا خواننده محدودم مینویسم. زیادی سخت میگیرید، زندگی سرجمعش دو روزه . راحت بگیرید که راحت بگذره.
پاسخ:
ماشالا به فعالیت، ماشالا به اعتماد به نفس
منم قبلا همین کار رو میکردم (زمان بلاگ.فا) ولی از وقتی خوانندهام بیشتر شدن اینطوری شدم! :|
۰۸ دی ۹۵ ، ۱۴:۳۶ פـریـر ...
به نظرم وبلاگ حس دیگه ایه :) 
کاملا با پیام رسان ها و شبکه های اجتماعی فرق می کنه...
و اینکه...هرکسی شیوه ی نوشتن خودش رو داره
چرا فکر می کنین خوب نمی نویسین آخه؟ :|
خیلیم خوبه!
همه که نباید مثل هم بنویسن...دنیا...چه مجازی و چه واقعیش...با تفاوت های توش قشنگه :)
پاسخ:
منم موافقم که وبلاگ ی چیزِ دیگه س ولی اون نرم افزارها بلای جون میشن بعد یه مدت
بله، منم شیوه نوشتن خودم رو دوست دارم داشتم! ولی الان از خودم راضی نیستم
ممنون از تعریفتون شکلک های یاهو
۰۸ دی ۹۵ ، ۱۷:۱۷ ام اسی خوشبخت
سبک نگارش ساده و صمیمیتون همیشه دل نشینه, چرا خواننده رو محروم میکنید؟
تنبلی بهونه خوبی برای ننوشتن نیست.
پاسخ:
نظر لطفتونه شکلک های یاهو
بله :|
۰۸ دی ۹۵ ، ۱۸:۳۱ خانوم مهندس
سلام وای چقد سخت میگیری؟ سبک نوشتن دیگه چیه؟ حرف دلتو بنویس(تنبل خان)
حالا نتیجه چی شد؟ نری یهو؟
پاسخ:
سلام :)
آره سختگیرم، توی زندگی واقعی هم همینجوریم :|
چشم حرف دلم رو مینویسم :)
نتیجه چی؟! سعی میکنم :))
😊
پاسخ:
َ😀
بابا مهم نیس که.مگه میخوای متناتو بفرستی جشنواره ادبی.همون خودمونی بنویس وبلاگه دیگه.ماهم همینطوری راحتیم.مشکلیم نداریم.
پاسخ:
واقعا؟! باشه :)
۰۹ دی ۹۵ ، ۱۱:۱۹ هولدن کالفیلد
منم با مهندس شانزه لیزایان موافقم
پاسخ:
با کی؟!
۰۹ دی ۹۵ ، ۱۵:۰۰ פـریـر ...
راضی باشین خب! آدم باید هرچی از ته دلش میاد با هر قلمی که دوست داره بنویسه! اون وقت از خودش راضی میشه! زیاد قلمبه سلمبه بنویسین بعد یه مدت خودتون هم دلتون واسه صمیمیتی که نوشته های قبلیتون داشت تنگ میشه :)
پاسخ:
سعی میکنم راضی بشم! 🙂
منم واسه دل خودم می نویسم، طوری هم مینویسم ک در آینده موقع بازخونی همه چی برام مثل زمان رخدادشون تازگی داشته باشه

الان برا من کلاس گذاشتید که خواننده هاتون بیشترن:||من اگر مدام درحال نقل و مکان نبودم،الان سه برابر شما خواننده داشتم:p
پاسخ:
نه. اتفاقا وب قبلیم ک سه چهار تا خواننده بیشتر نداشتم راحت تر بودم
۱۰ دی ۹۵ ، ۲۰:۱۸ بانوچـ ـه
به نظر من وبلاگ یه فضای کاملا شخصیه، درسته که یه صفحه روی شبکه ی جهانی ِ اینترنته و نباید با دفتر خاطراتمون و یا آلبوم شخصیمون اشتباه بگیریمش و انتظار داشته باشیم که رازهامون یا عکس های شخصیمون منتشر و پخش نشن در نت...
اما اینو باید یادمون باشه که این صفحه مال ِ ماست، توی دستای ماست، این ماییم که تصمیم میگیریم امروز رنگشو سیاه کنیم و فردا سفید، امروز شعر بذاریم و فردا یه نقطه ی خالی و یادمون نره هیچ وبلاگ نویسی صرف خوب نوشتن نویسنده نیست.
تعدادی از پست هاتون رو که خوندم صمیمی و ساده مینویسین جوری که خواننده خسته نمیشه از خوندن و این خیلی ارزش داره.
نظر کلی و درست رو نمیدونم اما من شخصا برتری ِ وبلاگ ها رو اول از موضوعی که مینویسن و بعد طرز نوشتنشون اولویت بندی میکنم.
یه متن مثلا ادبی رو میخونی و می بینی تهش هیچی به هیچی.
یه متن مثلا علمی رو میخونی و می بینی بازم تهش هیچی به هیچی.
این چه ارزشی میتونه داشته باشه؟
بنظرم که خودتون رو دست کم نگیرید.
بنویسید که هیچ کدوم از شبکه های اجتماعی جای وبلاگ رو نمیگیره.
پاسخ:
ممنون از تعریفتون
سعی میکنم با این همه انرژی ای ک دوستان بهم دادن دوباره خودم بشم و بیشتر بنویسم
۱۵ دی ۹۵ ، ۱۷:۳۳ פـریـر ...
این خیلی خوبه!
با آرزوی موفقیت برای شما ^_^

:: راستی یه اعترافی کنم؟ هر موقع اسمتون رو می بینم...یهو دستم میره بنویسم عمو یادگار ولی جلو خودمو می گیرم :)) نمی دونم چرا این عمو همیشه به ذهنم میاد :))

پاینده باشید ^_^
پاسخ:
ممنون
:)) شما نفر اول نیستید! بخاطر ایران رادیاتوره! :))
ممنون، سلامت باشید
۱۵ دی ۹۵ ، ۲۱:۰۲ بانوچـ ـه
پس کو نتیجه ی اینهمه انرژی ِ دوستان؟ بنویسید دیگه :دی
پاسخ:
:)
۱۶ دی ۹۵ ، ۰۰:۴۹ פـریـر ...
آهان! پس قضیه از اونجا آب میخوره :))
ممنونم :)
پاسخ:
:)
احیانا شما نمیخوای آپ کنی؟!!!!
پاسخ:
;)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">