گاه-نوشت-های یک مسافر

می_نویسم یادگاری تا بماند روزگاری؛ گر نبودم روزگاری این بماند یادگاری

گاه-نوشت-های یک مسافر

می_نویسم یادگاری تا بماند روزگاری؛ گر نبودم روزگاری این بماند یادگاری

آخرین مطالب
  • ۹۵/۰۸/۱۱
    :|
طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۵/۰۸/۱۱
    :|
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
  • ۹۵/۰۸/۱۱
    :|

امتحان الهی!

جمعه, ۳۰ مهر ۱۳۹۵، ۰۹:۵۲ ب.ظ

حول و حوش 8 صبح با تلفن "عباس.ق" بیدار شدم که می­خواست پیگیری فلان کار رو بکنه. بعدش تماس بی پاسخ آقای "شا...ن" رو روی گوشی­م دیدم که وقتی خودم شماره­ش رو دوباره گرفتم مهندس "مه...ی" برداشت و معلوم شد با گوشی آقای "شا...ن" زنگ زد که اونم پیگیری همون کار رو بکنه، مثلا مرخصی بودما!:|

شنبه صبح تا ظهر رو مشغول جستجوی بلیط واسه برگشت به تهران بودم واسه همین نه تونستم حرم برم و نه خونه خاله با این­که بابا ماشین رو هم با خودشون نبرده بودن و گذاشته بودن واسه من. ساعتای 13:30 که "مهتاب" اومد خونه­مون و از وضعیت بلیط ازم سوال کرد و تلاشم رو دید، بهم گفت که: [چرا ویژه برادران رو انتخاب نمی­کنی؟] آخه من همیشه عادی (خانواده) رو انتخاب می­کنم، نه که خانواده دوستم! خلاصه انتخاب ویژه برادران همانا و موفقیت در بلیط گرفتن هم همانا؛ فقط افسوس زمانی که از صبح تا ظهر رو از دست داده بودم برام موند. شایان ذکر است که بلیط هواپیما از 170 کمتر نشد و بلیط قطار هم 78  تومن گرفتم واسه ساعت 19:05.

با 3تا آقای دیگه توی قطار نشسته بودیم که مهماندار اومد و پرسید: [شام میل ندارید؟] همه مِن جمله مَن نه گفتیم. بعد دنبال صندلی شماره 40 که من بودم می­گشت، اعلام کردم که منم، گفت: [شامتون رو بیارم این­جا یا تشریف می­برید رستوران؟] پس از کمی تعجب بهش گفتم که شام نداره روی بلیطم؛ بازم گفت: [به من اعلام کردن شما شام دارید] با خودم می­گفتم شاید آشنایی من رو دیده و سفارش کرده که بهم شام بدن! طی همین افکار بلیطم رو نشونش دادم که آقا دست از سر ما بردار! وقتی رفت یکی از هم کوپه­ای­ها گفت: [می­گرفتی بابا] منم پشیمون از اینکه ی شام رو از دست دادم با خودم گفتم: [آره، کاش انکار نمی­کردم] و فکر می­کردم که چی باعث شد شام رو از دست بدم؟! سادگی­م یا صداقتم این اجازه رو بهم نداد؟! به قول جناب خان: *یه همچین چیزایی تو خودمون داریم*

آخر شب هم نفری یک شیرکاکائو و کیک آورد داد، من یکی خودم رو گذاشتم بالای سرم قسمت بارها (چون طبقه بالا خوابیده بودم)، صبح ساعت 5:10 که رسیدیم چون می­دونستم مترو به این زودیا درش باز نمیشه عجله­ای برای رفتن نداشتم و نفر آخر از کوپه اومدم بیرون. قبلش بیرون اومدن دیدم که یکی از همسفرا که شب قبل آوردن صبحونه و زودتر از همه خوابیده بود کیک و شیرکاکائوش رو جا گذاشته! من برش داشتم و گذاشتم توی چمدونم. غروب که از سر کار برگشتم و خواستم وسایلم رو از چمدونم در بیارم دیدم ی کیک و شیرکاکائو بیشتر توش نیست! این یعنی یکیِ خودم رو جا گذاشته­بودم اون بالا! شایدم اون همسفر وقتی وسایلش رو از اون بالا برداشته اونا رو دیده و فکر کرده واسه خودشه و برشون داشته. خلاصه با این­که حروم نبود ولی مثل این­که خدا هم نمی­خواد ب مال دیگران دست دراز کنم! 

نظرات  (۴)

۳۰ مهر ۹۵ ، ۲۲:۲۲ آقاگل ‌‌‌‌
اینم رسم روزگاره ها :))
امتحانای الهی بعضی وقتا به همین سادگین.

پاسخ:
به آقاگل عزیز، سرفراز کردید جناب شکلک های یاهو
الان من قبول شدم یا رد؟! از نظر عمل و نیت 
وقتی میشه بلیط راحت تر گرفت و با حوریان سیبیلو راحت رفت و برگشت، چرا بیخودی سخت میکنید بلیط گرفتن را(زبون دراومده در حد۵ متر و نیم)
پاسخ:
همون دیگه! من به فکر آینده هستم. خدا رو چه دیدین شاید منتهی به خیری شد! :)
۰۲ آبان ۹۵ ، ۱۰:۴۴ خانوم مهندس
آره کار خوبی میکنی حالا مگه یه شام یا یه شیر کاکائو برای ما چیکار میکنه ولی لقمه حروم زندگی زیر و رو میکنه. به شدت به این امر معتقدم و ه جور خط قرمز برم.
چندشب پیش با همسر رفتیم رستوران همراه غذا یه تکه ته چین آوردن برامون که ما نخواسته بودیم. موقع رفتن همسر فرستادم گفتم برو حساب کن.
پاسخ:
والا پدر و مادر بهمون یاد دادن که به حق خودمون قانع باشیم حتی کمتر و نه دست بلکه چشم هم نداشته باشیم به مال دیگران
یعنی اون ته چینِ اشانتیون نبوده؟! :)
۰۳ آبان ۹۵ ، ۰۷:۴۹ خانوم مهندس
نه خیر اشانتیون نبود و وقتی بهشون گفتیم خیلی جدی گفتن چند تیکه بود و حساب کردن!
اینجا اصفهانه ها تصور کن یه پیر مرد اصفهانی هم پشت دخل باشه! وای وای وای!
پاسخ:
:))) 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">