گاه-نوشت-های یک مسافر

می_نویسم یادگاری تا بماند روزگاری؛ گر نبودم روزگاری این بماند یادگاری

گاه-نوشت-های یک مسافر

می_نویسم یادگاری تا بماند روزگاری؛ گر نبودم روزگاری این بماند یادگاری

آخرین مطالب
  • ۹۵/۰۸/۱۱
    :|
طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۵/۰۸/۱۱
    :|
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
  • ۹۵/۰۸/۱۱
    :|

ماشین بِجَسته!

جمعه, ۲۶ شهریور ۱۳۹۵، ۱۰:۳۹ ب.ظ

نیمه شعبان مشهد بودم و یک روز قبل و بعدشم مرخصی گرفته­بودم تا برای پروژه انتقالم به مشهد یک کارایی بکنم. هم رفت و هم برگشتم از قطار جا موندم! رفتنا چون اواحر شب بود و مترو دیر به دیر می­رسید دیرتر از حد معمول به مترو امام علی (ع) رسیدم و بازم به همون دلیل قبل اتوبوسای BRT هم دیر به دیر می­اومدن، همش داشتم حرص می­خوردم که ناگهان یک موتوری اونور خیابون توجهم رو جلب کرد و صداش زدم و گفتم راه­آهن، گفت 5 تومن و منم چشم بسته قبول کردم و بهش گفتم که فقط سریع منو برسون، سه­چهار دقیقه قبل حرکت قطار رسیدم ولی ی بی­دقتی باعث شد که از یک سکوی دیگه پایین برم و سوار قطار بعدی بشم که تازه داشت مسافرا رو بارگیری می­کرد، داخل کوپه که شدم و ساکم رو بالا گذاشتم دیدم قطار کناری مون راه افتاد، کتابم برداشتم تا مطالعه  کنم که چندتا دختر اومدن! و غرزدن که یک صندلی رو به دو دیگه هم فروختن!

این رو قبلا نوشته بودم ولی ادامه­ش نداده بودم، الان اتفاقی دیدمش! حس نوشتن ادامه­ش با جزئیات رو ندارم واسه همین خلاصه ادامه میدم که بعدا یادم بیاد چه کرده بودم!

من اشتباه سوار قطار شده بودم و همون قطار کناری که شاهد رفتنش بودم قطار من بود! قطار 6تخته! اومدم بیرون و بعد صحبت با رئیس قطار و سرمهماندار و بحث که تقصیره راهنمایان بوده که من رو هدایت کردن به این سکو، قرار شد سوار بشم و یه مبلغی کمتر از کرایه اصلیش بپردازم، بلیط قطار خودم 49900 تومان بود و این یکی فکر کنم بیش از 70 تومان م­شد و من 42 تومن بابت این جدیده پرداختم. (راضی نشدن که کمتر از این بگیرن وگرنه می­خواستم طوری بشه که انگار از اول بلیط این قطار رو گرفتم و ضرری نکرده­باشم، هنوزم بلیطش رو نگه داشتم تا درس عبرتی باشه برام) اول توی رستوران بودم در حالی­که وسایلم پیش دخترا بود و فقط کتابم دستم بود و مشغول مطالعه­ش بودم و به همین خاطر شبیه دو سه نفر دیگه که با چمدوناشون اون­جا نشسته بودن و معلوم بود جا ندارن نبودم و فخرفروشانه بهشون نگاه می­کردم که اَه اَه اَه شماها جا ندارید و من دارم و فقط محض مطالعه و خوردن چیزی اومدم این­جا!B-) بعد چک کردن بلیطا ی جا بهم دادن و رفتم خوابیدم تا صبح. صبحم موقعی که داشتیم می­رسیدیم رفتم در کوپه دخترا که وسایلم رو بردارم.

برگشتنا هم فکر کنم از قطار جا موندم! بعد راننده­های جلوی ایستگاه می­گفتن با فلان قدر می­بریمت ایستگاه بعد که نیشابور میشه، منم می­گفتم: [برو بابا! زیاده] بعد رفتم از جلوی راه آهن بلیط هواپیما خریدم 90 تومن فکر کنم.

از این­جا بود که مزه هواپیمای چارتری زیر زبونم موند و الانم که می­خوام واسه شب عید غدیر برم مشهد هنوز بلیطی ندارم و موندم بلیط 60 تومنی قطار دوشنبه ساعت 16که البته الان پُر شده! رو بگیرم و 12 ساعت توی راه باشم یا 140 تومن پول هواپیما بدم و دوشنبه ساعت 17 مشهد باشم و شب عید رو بجای این­که توی راه باشم اون­جا درک کنم. البته با توجه به تعطیلی پیش­رو هیچ چیزی معلوم نیست یعنی شاید بلیط هواپیما گرون­تر از اینی که الان هست بشه شایدم شانس بیارم و یه بلیط زیر 100 تومنی گیرم بیاد.

در مورد انتقالی به مشهدم باید بگم که بعدها (مرداد ماه) ازم ی آزمون گرفتن و گفتن خبرت می­کنیم بعد هفته­ها تماس و پیگیری بهم گفتن که نمره­م از 100 شده 50 و ما کمتر از 70 نمی­گیریم! منم بهشون گفتم: [خب ار همون روز اول می­گفتید و این­قدر پاسم نمی­دادین به این­ور و اون­ور] ناگفته نماند واسه شغلی آزمون دادم که ربطی به تخصص الانم نداشت و بیشتر مربوط به مدرک کارشناسی­م میشد ولی با توجه به این­که: *کی الان کار تخصصی مرتبط به رشته­ش رو انجام میده؟! و کم کم یاد می­گیرم* رفته بودم برای تصدی اون شغل که ناکام شدم!

پ. نوشت: در مورد عنوان باید بگم که به گویش لهجه یا زبان (یادم نیست کدومش درسته) شهر پدریم هست و معنیش این میشه که *ماشین رفته و تو جا موندی!*:D

مثلا حوصله نداشتم و می­خواستم خلاصه بنویسم!:)

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۵/۰۶/۲۶

نظرات  (۱۱)

خاطره جالبی بود. 

بهتره با هواپیما برین. اینجور ساعت بیشتری رو پیش خانواده هستین.

ان شاءالله رفتین حرم یادتون نره برامون دعا کنید.
پاسخ:
جا موندنای من جالبه؟!!! :)
تا ببینم چی پیش میاد.
چشم حتما
۲۷ شهریور ۹۵ ، ۰۰:۱۵ آقاگل ‌‌‌‌
با اتوبوس برید. 
کل لذت سفر به طولانی بودنشه! آخه آدم با هواپیما بره که هیچی از جاده و مسیر نمیفهمه که! :دی
پاسخ:
1. نصف بیشتر مسیر بیابونیه، مناظر خوبی هم نداره
2. 12 ساعت خیلیه
3. اگه قرار به طولانی تر بودن سفر باشه قطار رو ترجیح میدم هم بخاطر امنیت جانی و مالی ش هم راحتیش
4. بعضی وقتا بعضی سفرا مقصد مهمتر میشه از مسیر، یکساعت بیشتر بودن و موندن توی مقصد غنیمت میشه
5. وقتی هر دوماه شایدم کمتر بری و بیای، چندین سال و هر سال چندین بار دیگه مسیر هم برات تکراری میشه 
۲۷ شهریور ۹۵ ، ۱۷:۰۷ خانوم مهندس
وای عنوان خیلی باحال بود
اون قسمت فخر فروختن تو رستوران هم نشون میده شما احتمالا برعکس ظاهرتون خیلی شیطون هستید :)
منم که از اول گفتم بابا تو پولداری با هواپیما برو مگه چقد فرقشه؟ به جای اینکه جا بمونی دوبار پول بدی با هواپیما برو :)
پاسخ:
دقیقا برعکس ظاهرم! آروم و بچه مثبت به نظر میرسم ولی ...! :) (-B
خب من زیاد میرم و میام
فعلا که بلیط ازرون قطار رو از دست دادم به امید پیدا کردن یک بلیط هواپیمای مناسب :|
خیلی خلاصه بود
من نفهمیدم اون دخترا از کجا اومدن:دی
پاسخ:
دیگه به بزرگی خودتون ببخشید :)
بعد مدت ها ننوشتن همینم خیلی خوب بود
چی ش رو نفهمیدید؟! والا گپی باهاشون نزدم که ببینم از کجا آمده اند و به کجا میروند و آمدنشان بهر چه بوده است
چه رفتن پرماجرایی داشتین:)
پاسخ:
بله خدا نصیب نکنه :)
تو برادر گمشده پت و متی فک کنم ^____^
منم آبجیتونم :)))))))
پاسخ:
:)) چرا؟!
آبجی کوچیکه فراموش نشه لطفن! :)
دقیقا دزک میکنم این مزه ی چارتری رو...
امیدوارم عادت نشه
ورشکست میشیم
حالا شما رو که نمیدونم ...ولی چه معنی میده...دانشجو باید با اتوبوس بره بیاد :| 
:))))))
پاسخ:
مثل اینکه داره عادت میشه ولی این دفعه به غلط کردن افتاده بودم!
والا من از دانشجو بودنم گذشته ولی زمان دانشجوییم هم با اتوبوس نمیرفتم خیلی وحشتناک بود 12 ساعت راه بود، با قطار میرفتم و میومدم
:)
سوسول نباشید یادگارخان ً! تازه بنویسید دیگه چقدر تو نوشتن تنبلید آخه:)))))))
پاسخ:
بذارید برسم!
مشهد که اتفاقا خیلی چارتر خوره!
من بخدا مریض شدم تو این قطارا:دی

پاسخ:
بله
امشب (2شنبه) بلیط مشهد به تهران 80 تومن بود
بعد فکر میکنید کیش به تهران چقدر بوده باشه خوبه؟!
25 تومن! :| یعنی اونی که واسه تفریح رفته کیش پول بیشتری باید به تاکسی بده تا از هتل بیارتش فرودگاه و از اونورم از مهرآباد بره خونه ش :))
ای وای!!!
از بس کم پست میذاری اسم وبلاگت یادم رفته خب!!! 😅😅
با یکی دیگه اشتباه گرفتم حذف کردم، بعضی وبلاگا بود دیگه سر نمیزدم حذفشون کردم ...
وگرنه اینجا رو که همیشه میام. ..
پاسخ:
:|
:)
خیلی دیر به دیر می نویسید!
این طوری پیش برید عنوان بعدی رو باید بذارید "تنبلی2":)
پاسخ:
از بس ننوشتم عادت کردم به ننوشتن :|
:)) سعی میکنم به اونجا نکشه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">