گاه-نوشت-های یک مسافر

می_نویسم یادگاری تا بماند روزگاری؛ گر نبودم روزگاری این بماند یادگاری

گاه-نوشت-های یک مسافر

می_نویسم یادگاری تا بماند روزگاری؛ گر نبودم روزگاری این بماند یادگاری

آخرین مطالب
  • ۹۵/۰۸/۱۱
    :|
طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۵/۰۸/۱۱
    :|
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
  • ۹۵/۰۸/۱۱
    :|

یهویی!1

پنجشنبه, ۲۲ بهمن ۱۳۹۴، ۱۱:۵۴ ب.ظ

قصد داشتم 5 روزِ هفته ماقبل آخر دی رو مرخصی بگیرمو برم مشهد تا به دوتا سالگرد! برسم ولی خب شرایط کاری جوری شد که انجام همچین کاری محال بشه، هرچند حضور "مهتاب" هم باعث شد نتونم به تنها گذاشتنش توی تهران فکر کنم. تقریبا یک ماهی زیر فشار و استرس کاری شدید بودم، همون روزا ب خودم می­گفتم که بعد این­که کار رو تحویل دادم دو روزی مرخصی می­گیرم. قرار بود کار رو تا اول بهمن تحویل بدیم که نشد. هی از طرف بالادستی­ها مون زیرفشار بودیم که همه منتظر کار شما هستن و ...! بالاخره هرجور بود پنج­شنبه 8 بهمن کار رو تحویل دادیم و نفس راحتی کشیدم. نیاز داشتم چند روزی از محیط کاری دور باشم و استراحت کنم واسه همین دنبال دو روزی بودم که با اتصال ب پنج­شنبه و جمعه برم مشهد.  دوشنبه 12 بهمن تست یکی از پروژه­هامون بود وقتی ظهر بهمون خبر رسید که موفقیت­آمیز بوده، بی­درنگ تصمیم گرفتم که برم دفتر مهندس "شه...ز" و در مورد مرخصی باهاش صحبت کنم. وارد دفتر که شدم اول در مورد تست صحبت کردیم، بعد بهش گفتم که می­خوام دو روز مرخصی بگیرم، یا فردا و پس­فردا (سه­شنبه و چهارشنبه) یا شنبه و یکشنبه. اولش یکم گیر داد که تو هی مرخصی می­گیری و میری مشهد ولی کاری نمی­کنی (ازدواج نمی­کنی). گفت: [باید زنگ بزنم ب پدر یا مادرت ببینم میری اونجا چکار می­کنی؟] منم در جوابش گفتم که: [زنگ بزنین! اتفاقا ی بار گفتن اینجوری که نمیشه! میای بعد میری تا دو ماه بعد]. گفت: [فردا که رئیس نیست] بلافاصله گفتم: [چهارشنبه هم بیاد و من نباشم ب جایی برنمیخوره] خلاصه قبول کرد و گفت: [همین الان هم میتونی بری، برات ساعتی رد می­کنم]1. زنگ زدم به "مریم" و گفتم مرخصی گرفتم و اگه می­خواد جایی! قرار بذاره، بذاره. رفتم سایت که بلیط بگیرم ولی اینترنت قطع بود واسه همین زنگ زدم به "مهتاب" و گفتم که فردا و پسفردا رو مرخصی گرفتم و نت مون قطعِ و برام بلیط بگیره2. برنامه­یِ قطارا رو بهم گفت و ب دوتا قطار مناسب رسیدیم! یکی نگین چهارتخته که حرکتش ساعت 16:45 بود و دیگری غزال 20:35. من نظرم روی نگین بود چون هم ده-دوازده تومنی ارزون تر بود هم زودتر می­رسیدم و حتی امکانش بود که بابا بیان دنبالم ولی "مهتاب" خیلی تاکید داشت که می­رسم بهش یا نه! چون باید خونه می­رفتم و ساکم رو جمع می­کردم، راضی شدم که با دومی برم. "مریم" بعدا زنگ زد تا ببینه تونستم بلیط بگیرم یا نه که زنگش رو بزنه!

خلاصه این­جوری شد که یهویی امام رضا (ع) منو طلبید و مسافر مشهد شدم:-)

پ. نوشت1: ساعتای 13:30-14 بود.

پ. نوشت2: بهش گفتم بلیط هواپیما رو هم چک کنه ولی دیدم گرونه! و به همون قطار راضی شدم.

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۴/۱۱/۲۲

نظرات  (۸)

۲۲ بهمن ۹۴ ، ۲۳:۵۹ میچکا بانو
به به .. زیارت قبول :) ان شا الله همیشه به گشت ..

+چه عب شما پست گذاشتین:))
پاسخ:
خیلی ممنون، اتفاقا دعاگوی شما و مادرتون هم بودم، حالشون چطوره؟
:)
امان از تنبلی! شکلک های یاهو
زیارت قبول :)

ایشالا که مارو هم دعا کردید :))

ده ساله مشهد نرفتم :'(

چرا هی مرخصی می گیرید ولی هیچکاری نمی کنید پس?! D:

:)))
پاسخ:
خیلی ممنون
بله، شما رو هم یاد کردم
ان شاءالله به زودی زود طلبیده میشید شکلک های یاهو
چونکه زیرا! شکلک های یاهو
سلام.

زیارت قبول.

ان شا ٕ الله به زودی با خبرای خوب بیاید
و خاطره ی روز عقدتونو بنویسید :)

پ.ن :  این شکلک ها رو شما چه جوری تونستید استفاده کنید؟
اینجا که رسانه علم و قلم بود ;)

پاسخ:
سلام
ممنون
یعنی الان باید بگم ان شاءالله؟!  شکلک های یاهو شکلک های یاهو 
کدوم شکلک ها؟!
درسته رسانه اهل قلم هست ولی بعضی وقتا رسوندنِ حس، شکلک می طلبه شکلک های یاهو
۲۳ بهمن ۹۴ ، ۱۱:۱۸ میچکا بانو
شما خیلی لطف کردین :)
هم من خوبم و هم خانواده .. بازم ممنون بابت دعایی که کردین ..

+تنبلی یا کمبود وقت؟!
پاسخ:
خواهش میکنم
خدا رو شکر
شاید هردو!
۲۳ بهمن ۹۴ ، ۱۷:۳۶ خانوم مهندس
علیک سلام
چه عجب اومدین
خوب به سلامتی زیارتتونم قبول
پاسخ:
سلام
دیگه هر رفتنی یه اومدنی داره! :-)
ممنون. سلامت باشید
من با شما قهرم :(((( اصلا هم نمیگم زیارت قبول
پاسخ:
شکلک های یاهو
چرا؟!!
وقتی ادم میخاد بره خونشون هر یه ساعتشم یه ساعته اماااا ترافیک تهران دست خودت نیست
پاسخ:
بله 
البته دیرتر رفتنم باعث شد به خیلی از کارام توی خونه برسم
راستی عاشق این جایی! قرار گذاشتن هاتونم من :-" :)))

ایشالا به زودی با خبرهای خوش بیاید آقا
پاسخ:
:-)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">