گاه-نوشت-های یک مسافر

می_نویسم یادگاری تا بماند روزگاری؛ گر نبودم روزگاری این بماند یادگاری

گاه-نوشت-های یک مسافر

می_نویسم یادگاری تا بماند روزگاری؛ گر نبودم روزگاری این بماند یادگاری

آخرین مطالب
  • ۹۵/۰۸/۱۱
    :|
طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۵/۰۸/۱۱
    :|
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
  • ۹۵/۰۸/۱۱
    :|

خواب نما!

چهارشنبه, ۱۷ تیر ۱۳۹۴، ۰۷:۵۴ ب.ظ

جمعه هفته پیش خوابی دیدم! یه مهمونی بود خونه یکی از اقوام نزدیک (نمی دونم کی)، توی یه آپارتمان من توی مهمونی نبودم! ولی می دونستم کیا هستن و میخوان بیان! توی مهمونا یه خانواده غریبه هم دعوت بودن!!! یه دختر خانمه! به همراه پدر و مادرش من توی خونه آروم و قرار نداشتم که ببینم چی میشه و چه صحبتایی رد و بدل شده و نتیجه چی میشه؟ واسه همین سریع لباسای معمولی م (تیشرت و شلوار) رو پوشیدم و مخفیانه خودم رو رسوندم به آپارتمان مذکور، ولی لو رفتم! وقتی رسیدم دایی مهدی و خانواده در حال رفتن بودن ولی بقیه بودن(یه عده داشتن غذا میخوردن یه عده هم که شامل اون سه نفر و مامان! بودن روی مبل یا کاناپه نشسته بودن) و من با دیدنشون سلام کردم و با خودم گفتم: کاش لباس بهتری می پوشیدم!

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۴/۱۷
یادگار

تهران

خواب

نظرات  (۲)

۱۱ دی ۹۴ ، ۲۱:۲۵ ماهیُ ماه
سلام.
خیر ان شا  ٕ الله.....

نکنه خبرایی بوده،
بهتون الهام شده بود!   ;-)   :))

پاسخ:
سلام
نه خبری نبود، خواب رو توی دورانی دیدم که ذهن خودم مشوش و درگیر قضیه ای بود!
۱۳ دی ۹۴ ، ۱۷:۱۸ خانوم مهندس
خیلی فکرت درگیره ازدواجه ها نمیدونم چرا اینقدر داره کش پیدا میکنه و قسمتتو پیدا نمیکنی؟
پاسخ:
البته نه اونقدرها که فکر میکنید 
دلایل مختلف داره!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">