گاه-نوشت-های یک مسافر

می_نویسم یادگاری تا بماند روزگاری؛ گر نبودم روزگاری این بماند یادگاری

گاه-نوشت-های یک مسافر

می_نویسم یادگاری تا بماند روزگاری؛ گر نبودم روزگاری این بماند یادگاری

آخرین مطالب
  • ۹۵/۰۸/۱۱
    :|
طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۵/۰۸/۱۱
    :|
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
  • ۹۵/۰۸/۱۱
    :|

حج!

چهارشنبه, ۲۰ اسفند ۱۳۹۳، ۱۲:۳۳ ق.ظ

سه شنبه وقت اضافه کاری، مهندس "شه...ز" صدامون کرد که بریم اتاقش. بهمون میگه :[یه نامه ای اومده که یک سری تعداد محدود رو واسه حج ثبت نام میکنن، کدومتون میخواید؟] "مجید.ق" گفت: [من] که مهندس بهش گفت: [غیر تو! بابا خجالت بکش!]* به ترتیبی که نشسته بودیم، نوبت من رسید و چون "محمد.ل" مشهد بود، تنها مجرد اون جمع من بودم و گفتم: [من که مجردم! نه]. نوبت به مهندس "شا...ن" که رسید، اونم گفت نه و رو به من ادامه داد: [البته فکر نکنم ربطی به مجردی و متاهلی داشته باشه] که من جواب دادم: [درسته ولی تنهایی که حال نمیده!]

پ. نوشت: "مجید.ق" تازه مراسم عروسی ش رو برگزار کرده و در تعطیلات عید قراره با خانواده ش و خانمش بره عتبات، ماه عسل!

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۱۲/۲۰
یادگار

اداره

تهران

نظرات  (۱)

۰۸ دی ۹۴ ، ۱۱:۱۵ خانوم مهندس
با خانواده و خانومش بره ماه عسل 0_0
تو این کارو نکنیا در حد یه قتل عام میمونه.
پاسخ:
:)
نه نمیکنم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">